برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
ادمایی که یه عمر جنگیدن واسه ارزوهاشون و در یک آن همه چی پرپر شد
و حالا ازون لحظه دارم فکر میکنم
زندگی ارزش این همه دوییدنو داره؟
و اگه ندوئم چی!
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
سه روزه یه ریز دارم اهنگ دنگ محیا حامدیو گوش میدم
شاهکاره شاهکار...
ای کنار قد بلندم،نت واخون صدام...
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
امتحانارو تموم کردم.خوب بود
الان فکرم مشغول داستانمه
میدونم و نمی دونم که چی بنویسم
اومدم یکم از وبلاگا الهام بگیرم دیدم همش شده چس ناله های عشقی
قبلنا بهتر بود
یه سد امینی داشتیم یه ساترایی داشتیم
دلمون میخواست فقط بخونیم
الان چی
همه چی تباه!
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
واژه ای که تا دو ماه پیش مارو یاد هرچی مینداخت به جز مرگ.واژه ها پدیده های عجیبین ،ممکنه یه اسمی تا دیروز برات هیچ حسیو تداعی نکنه ولی یهو یه شبه بتونه تک تک حروفش چهار ستون بدنتو بلرزونه.میتونه باعث بشه بعد گذشت سالیان سال هم وقتی تو گوشت زمزمه شه یه قطره اشک از چشمات بیاد...
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
وقتی کاغذ عکاسیو نور میدی بعد میندازیش تو دارو ی ظهور اون لحظه ای که طول میکشه تا تصویر کم کم پیدا شه هزار تا فکرو خیال میکنم...نکنه کاغذو برعکس گذاشته باشم ،نکنه فیلتر قرمزو کنار نزده باشم،نکنه کاغذم خراب باشه...بعد کم کم تصویر ظاهر میشه و تصویر پیدا میشه و من یه نفس عمیق میکشم...یه وقتایی فقط باید صبر کرد...همه چی درست میشه
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده
برچسب:
نویسنده: نرگس میرزاده